بمون...!

یه وقتایی دلمـــــــ میخواد...

یکی از پشت سر چشامو بگیره...

و ازمـــــــــــــ بپــــــرسـه...

اگه گفتی من کــــــــــــــیم؟!

منم دستاشو بگیرمو بگم...

هر کی هســــــــــــتی بمون...

که خیلی تنهامــــــــــ...!

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد علی

شب است و دربه در کوچه هاى پر دردم در شهر خود غريبم اى خدا واى غريبم ، به دنبال گمشده ام ميگردم اسير ظلمتم اى ماه، پس کجامانده اي؟ من به اعتبار تو فانوس نياوردم.

سعید

سلام ممنون عزیزم نظر لطفته [دست] بازم پیشم بیا بای

کشو

این شعر آبی می نشیند روی کاشی وقتی که معشوق غزل هایم تو باشی برگرد… شاید شعر آرامش بگیرد چیزی نمانده واژه را از هم بپاشی

taha

باز هم از یاد تو، شعله به پا خواسته / آتش سرخش ز نور، قلب من آراسته زردی روی مرا، نیک تماشا نما / شمع وجود من از دوری تو کاسته

کشو

کاش جایی برویم تابلویی داشـته باشـد ؛ که رویش خـدا نـوشــته باشـــد : پــایــان تمــــام دلتنگــ♥ـــی هــا … !!!

کشو

چــقــدر خــوب مــیــشــد .. تـو اوجِ لـحـظـه ی دلـتـنـگـی .. کـه زانـو تـو بـغـل کـردی و تـکـیـه زدی بـه دیــوار .. مـی اومــــد بـالا سـرت.. سـایـه ش رو تـنـت نـقـش مـی بـست... هـمـون کـه دلـــیـــل ِ دلــتــنــگـــیـت ِ....

کشو

قطارها بیهوده میپرسند ! چی ؟ چی ؟ نمی دانند در انتهای ریل ها هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست . . . [گل][گل]

مهدیه

بیا دوسته گلم!خودم دس میذارم رو چشات![ماچ]

مهدی

خب یه هو بگو دلت واسه قایم موشک تنگ شده دیگه.... فردا شب بیا سر کوچه با هم بازی کنیم... بگو بچه های دیگه هم بیان تنهایی حال نمیده... [نیشخند]

هانیه

سخته دلت کسیو بخواد که نه توان گفتن بهشو داشته باشی ... نه بتونی ازش دل بکنی ...